الشيخ رسول جعفريان
367
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
صادق عليه السّلام نوشته بود كه امام در پاسخ او مرقوم داشت : ما أنت من رجالى و لا الزّمان زمانى . « 1 » نه تو از داعيان من هستى و نه زمان ، زمان من است . در هر صورت ، عكس العمل امام در برابر اين حركت ، احتياط و عدم موافقت با مفاد دعوت بود . چنان كه اتخاذ همين مواضع را با عبد الله بن حسن دربارهء فرزندش محمد - نفس زكيه - نيز توصيه فرمود . وفادارى ابو سلمه به بنى عباس و تثبيت امامت در خاندان آنها ، نشان از جدى نبودن دعوت او است . حتى اگر فرض شود كه او در دعوت خود مصمم بوده ولى به كرسى نشاندن چنين امرى با وجود اشخاصى چون ابو مسلم و عباسيان عملى نبوده و پذيرفتن آن ، افتادن در ورطهء نابودى بود . شايد قتل ابو سلمه و ابو مسلم به دست عباسيان ، بهترين شاهد بر اين امر باشد . ج : برخورد با منصور بخش اخير زندگى امام صادق عليه السّلام مصادف بود با دوران حكومت منصور . امام صادق عليه السّلام در ميان بنى هاشم به عنوان يك شخصيت معنوى منحصر به فرد مطرح بود . « 2 » او در زمان منصور از شهرت علمى برخوردار بوده و مورد توجه بسيارى از فقيهان و محدثان اهل سنت بوده است . طبيعى بود كه منصور با توجه به كينهء شديدى كه نسبت به علويان داشت ، آن حضرت را به شدت زير نظر گرفته و اجازه زندگى آزاد به او نمىداد . امام صادق عليه السّلام نيز همانند پدرانش اعتقاد خود را داير بر اين كه امامت حق منحصر به فرد او بوده و ديگران آن را غصب كردهاند ، پنهان نمىداشت و برخورد بعضى از اصحاب او در موضوع مفترض الطاعه بودن آن حضرت ، نشانگر اعتقاد راسخ شيعه به اين امر است . امام صادق عليه السّلام در حديثى مىفرمايد :
--> ( 1 ) . نك : حياة الامام الرضا عليه السّلام ، ص 49 ( 2 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 220 ؛ جهاد الشيعة ، ص 104